از رنجی خسته ام که از آن من نیست

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /> 
بر خاکی نشسته ام که از آن من نیست
 
 
با نامی زیسته ام که از آن من نیست
 
 
از دردی گریسته ام که از آن من نیست
 
 
از لذتی جان گرفته ام که از آن من نسیت
 
 
به مرگی جان می سپارم که از آن من نیست
 

 
/ 0 نظر / 4 بازدید