چی می شد؟

چه مي شد گر كه من با او تمام غصه هاي خويش مي گفتم

چه مي شد با كلامم من

غبار غم ز چهره ماهرويش پاك مي كردم

و مي گفتم كه او را دوست مي دارم

و او هم در جوابم جمله((من هم))

به من مي گفت

27.gif

چه مي شد گر كه او هم قصه هاي غصه هايش را به من مي گفت

وبا گريه

تمام ماتم خود را

به روي شانه ام مي ريخت

و من با دست خود ،آرام

كه سان قايقي بر روي اقيانوس گيسويش شناور بود

او را ناز مي كردم

و همچون نوشدارويي

شفا بخش تمام دردهاي كهنه اش بودم.

07.gif

وليكن، نه

كه او شعر مرا هرگز نخواهد خواند

ويادي از من و شعرم نخواهد كرد

اما كاش مي خواندش

و در كنجي ز قلبش

تا ابد آن را ز بر مي داشت كه تا شايد

اگر روزي

ز ذهنش خاطرم بگذشت

به زير لب چنين نجوا كند

با خود چنين گويد:

(( چه مي شد گر كه من با او تمام غصه هاي خويش مي گفتم

چه مي شد با كلامم من

غبار غم ز چهره ماهرويش پاك مي كردم

و مي گفتم كه او را دوست مي دارم

و او هم در جوابم جمله((من هم))

به من مي گفت........10.gif

/ 0 نظر / 4 بازدید