خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه

ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن...
 
مي خواهم با تو گريه كنم
 
... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم...
 
مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم.
 
 
/ 0 نظر / 4 بازدید