يه نفر بازم کنار پنجره س
 
يه نفر عجيب دلش شور مي زنه
 
يکي ام با تيراي داغ نگاه
دو تا چشم و داره از دور مي زنه
 
يه نفر خط مي کشه رو آرزوش
 
سند عشقشو باطل مي کنه
يه نفر هر چي تو زندگيش داره
 
وقف تازه موندن دل مي کنه
 
يکي هست که خواب به چشماش نمي ياد
 
شايد علتش غم خستگيه
علت بي خوابي يکي ديگه
 
گم شدن تو دست سر گشتگيه
 
يکي از بس که نشسته پشت در
 
پر غربت شده و بي حوصله س
يکي ام داره به محبوبش مي گه
 
چقدر بين منو تو فاصله س
 
يه نفر دستاشو برده آسمون
 
از خدا چيزي تقاضا مي کنه
يه نفر واسه کسي که نمي ياد
 
در خونشو داره وا مي کنه
 
/ 0 نظر / 5 بازدید