۳

از پا افتادن عاطفي

مبتلايان به دلزدگي احساس مي كنند كه از نظر عاطفي تباه شده اند، آزرده

و دلسردند. علاقه اي ندارند چيزي را توضيح بدهند و نمي خواهند براي

مشكلاتشان كاري بكنند. معتقدند كه ديگر براي آن ها و رابطه شان جاي

اميدواري باقي نمانده است. روز به روز ناراحت تر و غمگين تر مي شوند؛

برايشان هر روز بدتر از روز پيش به نظر مي رسد؛ زندگي تهي و بي معنا

است؛ ديگر هيچ چيزي اهميت ندارد. آن ها اغلب افسرده اند و نيروي كمي را

كه برايشان باقي مانده براي كار و فرزندانشان صرف مي كنند. در انتهاي تونل

زندگي نوري نمي بيند. چون همه چيز در نظرشان بد جلوه مي كند، احساس

مي كنند براي ايجاد هر نوع تغييري بي يار و ياورند. آن ها اين عقيده را كه مي

توانند همسرشان را تغيير دهند، كنار گذاشته اند و ديگر نيرو يا انگيزه اي

برايشان باقي نمانده تا خودشان را تغيير دهند. چون به بروز هيچ تغيير و

تحولي اميد ندارند، حس مي كنند كه در دام افتاده اند. در موراد شديد،

احساس ياس و بيهودگي مي تواند منجر به آشفتگي عاطفي يا انگيزه

خودكشي شود.

  
نویسنده : ye divoone ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٤