متا سفم؟

 

رفتم،مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

 

راهي به جز گريز برايم نمانده بود

 

اين عشق آتشين پر از درد بي اميد

 

در وادي گناه و جنونم كشانده بود

 

رفتم كه داغ بوسه پر حسرت تو را

 

با اشكهاي ديده ز لب شستشو دهم

 

رفتم كه نا تمام بمانم در اين سرود

 

رفتم كه با نگفته به خود آبرو دهم

 

رفتم مگو،مگو كه چرا رفت ننگ بود

 

عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما

 

از پرده خموشي و ظلمت، چو نورصبح

 

بيرون فتاده بود به يكباره راز ما

 

رفتم كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم

 

در لابه لاي دامن شبرنگ زندگي

 

رفتم كه در سياهي يك گور بي نشان

 

فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگي

 

من از دو چشم روشن و گريان گريختم

 

از خنده هاي وحشي طوفان گريختم

 

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

 

آزرده از ملامت وجدان گريختم

  
نویسنده : ye divoone ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٤